ميرزا حسن حسينى فسايى
786
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
گردد و در آن روز تمامى بزرگان وارد خيمهها گشته ، به آئين حضور پادشاهان رفتار نموده ، علما و سادات در پيشگاه تمثال مبارك ، هريك به قدر رتبه خود برنشست و ارباب مناصب با لباس نظام و شمشير ، و وزراء و ارباب قلم و ضابط بلوكات حاضر گشته ، هر نفرى وجه نقدى به عنوان پيشكش تقديم حضور مبارك تمثالى نموده ، سرهاى خاضع و گردنهاى خاشع به خاك كرياس بارگاه ماليدند و جناب نظام الدوله از جانب سنى الجوانب تمثال مبارك ، از حال هريك از ملازمين مجلس سامى پرسشى نمود ، پس توپخانه مباركه و دو فوج سرباز با طبل و شيپور به استقبال آب ششپير روانه داشتند و چهار جانب حوض را فرش انداخته ، چون مردمان سلام ا [ ز ] حضور تمثال همايون رخصت يافته ، در اطراف حوض نشستند و در بين آواز طبل و شيپور كه به استقبال آب رفته بودند ، بلند گشته ، آب ششپير وارد حوض گرديد ، پس طعام حاضر نموده اهل مجلس كه از چهار پنج هزار نفر بيشتر بودند ، صرف نمودند و از غرائب آنكه اين مهمانى و ورود آب بر اهالى فارس بلكه ممالك محروسه ايران نامبارك افتاد و ديگرباره آن آب به شيراز نيامد و جدولها و قناتهاى آن از مبدأ تا منتها خراب و منطمس گرديد و تفصيل بر اين وجه است كه : اعليحضرت شاهنشاهى معدلت شعار ، شوكتدثار محمد شاه غازى قاجار نزديك به ده سال به مرض نقرس مريض بود و سال به سال بلكه روزبروز بر اشتدادش مىافزود و طبيبهاى ايرانى و فرنگى از معالجه عاجز گشته ، زبان را به عجز گشودند و در شب ششم ماه شوال اين سال [ 1264 ] « 1 » در قصر جديد ، نزديك طهران ، روح كثير الفتوح شاهنشاه بىهمال ، از حضيض عرصهء خاك عروج به اوج افلاك نموده ، به ارواح موحدين پيوست و جسد نازنينش را بعد از مدتى نقل به شهر قم نموده ، در جوار حضرت معصومه ( ع ) دفن نمودند . ولادت باسعادتش در شهر تبريز در ماه ذىقعده سال 1222 اتفاق افتاد و مدت چهل و دو سال زندگانى فرمود و از ميانهء پادشاهان باتمكين اين پادشاه سدرهنشين ، هرگز دست به منكرى و لب به مسكرى نيالود و احكام شرع پيغمبر حجازى را تابع و دوستى اوصياى او را طايع بود « 2 » ، در فنون علوم رياضى مرتبهاش عالى و در نوشتن خط نسختعليق ، قدرش متعالى ، جناب اديب اريب و فاضل اصيل نجيب ، رضا قلى خان هدايت تخلص ، صاحب روضة الصفاى ناصرى در مرثيه آن اعليحضرت تغمده اللّه بغفرانه « 3 » ، فرموده است : دريغ « 4 » از محمد شه نامدار * دريغا از آن دادگر شهريار شريعت شعار و طريقت لباس * حقيقتپژوه و حقيقتشناس دلى با پرستندگان نرم ، داشت * تو گفتى به رخ يك جهان شرم داشت سرى كز شرف بر قمر سوده است * كنون در دل خاك فرسوده است به جاويد گيتى ، همى زنده باد * دلش فرخ و جانش پاينده باد
--> ( 1 ) . برابر با 4 سپتامبر 1848 . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 351 : ( كه شب سهشنبه بود ) و ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 137 : ( در ساعت دو و سى و پنج دقيقه از شب گذشته ) . ( 2 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 139 ، روضة الصفا ، ج 10 ، ص 254 . ( 3 ) . خداى او را در آمرزش خود بپوشاناد . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 355 : ( دريغا ) .